وبلاگ؟؟؟ خر خودتونین سایت زدین میگین وبلاگ یا واقعا فرق سایت با وبلاگ و نمیدونین نکنه از این خانواده های شهیدی هستین که بنیاد شهید خواسته بیکار نباشین بهتون یه کاری داده که در ماه کلی پول بریزه به حسابتون؟ یا اسبهای تراوای نظام هستین(بسیجی)؟که با سهمیه رفتین دانشگاه؟یا از غزه و فلسطین و لبنان و مصر و یمن اومدین با پول ما دارن براتون کنفرانس میزان و شما هم حسابی براتون خوش میگذره گفتین یه سایتی هم...
پاسخ سید ابوالفضل منصور : سلام دوست من
خوبه جالب توهین میکنی... ولی خوب باز هم خوبه..که به وبلاگ ما به این بهانه سر زدید..تشکر
اما ..
نه ،من لیاقت این رو نداشتم که جزء خانواده ی شهدا باشم....
ولی افتخار میکنم بسیجی هستم و خادم همه ی مسلمانان جهان و شیعه های امیرالمومنین ع هستم و همه ی آنها رو مثل برادر و خواهر های خودم دوست دارم.
نه.. من تا حالا هیچ وقت از سهمیه استفاده نکرده ام.. چون مدرک مهندسی من از دانشگاه دولتی هست...
نه، از غزه و ... نیومدم ، و افتخار میکنم که ایرانی هستم .. و همه ی مسلمانان جهان رو هم دوست دارم و تا جایی هم که خدا بهم قدرت بده کمکشون میکنم..
خوب خلاصه میدونم شما هم این حرف ها رو از روی عصبانیت میزنید و در دل پاکی داریدوو من که بنده ی گناهکار خدا هستم براتون دعا میکنم که خدا انشاءالله همه ی مشکلاتتون رو حل کنه... و عاقبت بخیر بشی .. انشاءالله..
برای ما هم دعا کنید..
یا علی
بشار
شنبه 15 بهمن 1390 11:48 قبل از ظهر
باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
خانه ام کو
خانه ات کو
آن دل دیوانه ات کو
روزهای کودکی کو
فصل خوب سادگی کو
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین
پس چه شد
دیگر کجا رفت
خاطرات خوب رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو آرزو هست
کودک خوشحال دیروز
غرق در غم های امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران
باز باران
می خورد بر بام خانه
بی ترانه
بی بهانه
شایدم گم کرده خانه ...
کنار هم نشسته اند
یکی با چشمان شانزده ساله ی دیگری
و
آن یکی با دستان چهل ساله ی این یکی
یکی خیال می بافد
و دیگری ابریشم
" کاش باران بیاید " یکی می گوید
" دلم چای می خواهد " آن دیگری ...
سلام علیکم
باز باران با غم و اندوه و ناله ......
می خورد بر بام خانه
یادم آرد کربلا را
دشت پرشور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه هارا
با صدای گریه های کودکانه
وندرین صحرای سوزان
می دوید طفلی 3 ساله
پر زناله دلشکسته
پای خسته
باز باران...
قطره قطره
می چکد از چوب محمل
وای باران ... وای باران...
درود بر رهبرم
تاج سرم
ماه شبم
ذکر لبم
سید علی خامنه ای
سما
شنبه 12 آذر 1390 02:32 بعد از ظهر
سلام وب جالبی دارید
اگه میشه منو با اسم
****گل نرگس****
لینک کنید و بیایید بگید با چی لینکتون کنم
ممنون منتظرحضورتون هستم
ممنون از تشریف فرماییتون
اگه مطالبه ی آرمانها از صدا و سیما حرف دل شما هم هست و مایل به حمایت هستید لین یا بنر را در وبلاگتون قرار بدید تا لینکتون در لیست حامیان قرار بگیرد
دوباره بال وپر پروازم درآمد
دوباره عشق سویم با سر آمد
گشتم کبوتر تا دیار خانه زادی
تنها همین کار از دل عاشق برآمد
قصد زیارت کردم و اوجی گرفتم
روحی مرا در چار چوب پیکر امد
دور حرم چرخی زدم دیدم برای
جارو کشیدن جبرئیل شهپر آمد
بستم دخیلم را به یک جسم مشبک
گویا صدایی از دل آهن بر آمد
خوش آمدی ای زائر شوریده حالم
دلتنگ تو بودم در آفاق خیالم
ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.
از همه ممنونم
چقدر زیبا بود
یک نظر یک دیدگاه
یک لطف یک لبخند
از همه ممنونم
که به من سر میزنید
حرفهایم تلخ است
من خودم میدانم
که تحملش برای همگی دشوار است
از همه ممنونم
همگی سبز باشید
شادی در زندگی هر روزتان افزون باد
آرزویم این است
دل پاکت خالی از هر غم و اندوه ماند
زندگی نوشت باد
زندگی شادت باد
ممنون از اینکه به محفل سوته دلان سرزدی و نظر دادی عزیزم
موفق باشی
آرزومند آرزوهای زیبایت