تبلیغات
حدیث یار


لوگوی دوستان

پایگاه مجازی فارسی زبان مقاومت اسلامی لبنان :: حزب الله
دفتر نشر و حفظ آثار امام خامنه ای (مدظله العالی)
بجه های قلم
زلزله کلیپ
.:: مبارزکلیپ::.
مسافر کربلا
کلاغ پرس
ندای انقلاب
سنگر بصیرت
قافله شهدا
چفیه
مرجع تخصص رضوی
پایگاه اطلاع رسانی شیعیان
مرجع تخصصی موبایل اسلامی
سایت فرهنگی مذهبی کربلا
مرجع کامل ابزار طراحی
پایگاه اطلاعاتی شهدای استان خوزستان
پژوهشکده مهدویت
همایش بین المللی دکترین مهدویت

» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بروز رسانی :
» آخرین بازدید :

متن خاطرات سفرنامه اربعین 92 در آینده ای نزدیک .... ان شاءالله
















http://s5.picofile.com/file/8106948484/9.jpg









:: برچسب‌ها: اربعین , پیاده روی اربعین , سید ابوالفضل منصور , منصور , سفرنامه , سفرنامه پیاده روی اربعین 92 ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : پنجشنبه 12 دی 1392
حسین جان نمی دانم شما چه کاری انجام داده اید که از بین تمام ائمه علیه السلام شما انتخاب شده اید ...
شما انتخاب شده اید تا از همه ویژه تر باشید..
ویژه تر زندگی کنید ...
ویژه تر به شهادت برسید ...
و دشمنان شما هم ویژه تر باشند ...

البته مطالعاتی داشته ام و شنیده هایی شنیده  ام ...
بعضی جاها گفتنه اند تنها عاملی که باعث شده شما  انتخاب بشوید تنها به خاطر احترامی بوده که شما انجام داده اید..
احترام شما به بهترین بانو ی عالم..
اما نوع احترام از همه متفاوت بوده..
میگویند بعد از شهادت مادرمان حضرت فاطمه زهرا س به دست دشمنان خدا که خداوند به عذاب آنها بیافزاید،

 زمانی که در تاریکی و تنهایی و با غربت تمام مادرمان را غسل و کفن کردند

در همان زمان که فاطمه الزهرا در کفن بوده است امام حسین کف پای مادر را بر صورت گذاشته و نوازش و بوس کرده و با مادر خود نجوا ها کرده ..
تحقیقات نشان داده که این یکی از عوامل بوده که شما انتخاب بشوید ...
و دشمنان شما هم خاص باشند...

عزیزان من نمی دانم چه بگویم اما پیامبر (ص) فرمود:

«کسی که پای مادرش را ببوسد؛ مثل این است که آستانه کعبه را بوسیده است» 

احترام به والدین بویژه به مادر از بهترین اعمال است ...

دوستان من حواسمان باشد به رفتارمان با پدر و مادرمان


در روایت شریفی به نقل از پیامبر اسلام (ص) آمده است که روزی حضرت موسی‌بن‌عمران (ع) به خداوند عرضه داشت: خدایا حال دوستِ من که شهید شده، در عالم برزخ چگونه است؟ خداوند به حضرت موسی (ع) گفت: او در جهنم است؛ حضرت موسی (ع) با تعجب به خدا عرضه داشت خدایا مگر وعده نکرده‌ای که شهید با اولین قطره خونش به بهشت می‌رود و همه گناهانش آمرزیده می‌شود، خدا به حضرت موسی (ع) گفت: بله اما دوست تو اصرار به آزردن پدر و مادرش داشت و من عمل کسی را که بر پدر و مادرش ستم کند قبول نمی‌کنم، حتی با شهادت

به سبب اذیت کردن پدر و مادر، آن نعمتی که از ناحیه خداوند به پدر تفویض شده است تبدیل به نقمت می‌شود و اگر کسی خونش ریخته شود، به هدر رفته و جهنمی است، بنابراین اگر نعمت با لطف کردن به «ربّ صغیر» یعنی پدر و مادر توأم و همراه شد آن موقع معنی نعمت را به خود می‌گیرد.


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما  چون حرف امام حسین در میان آمد یک خورده حرف دل با مولایم بزنم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------


سالهای دانشجویی ام یادم میاد ...

که مولایم یه نگاه ویژه به من کرد

ای جان

حسین جان سال 89  را خیلی دوست دارم چون شما به دعا ها و ضجه های من نگاه کردی و من بی لیاقت و رو سیاه رو دعوت کردی به پابوسی خودت ...

هر چند هنوز آمادگی دیدار ارباب خودم رو نداشتم اما خب ، هرگاه شما دعوت کنید هیچ چیزی نمی تواند جلودار آن شود ..

یادش بخیر ...

هنوز با یاد و خاطراتش زندگی میکنم ...

هنوز دلم هوایی بین الحرمت هست ..



چند سالی گذشت ..
اما در حسرت دیدار شش گوشه ، درحسرت تل زینبیه چه غم هایی که نکشیدم ..

درست گفته بودند که اگر پایت به  بین الحرمین رسید ، عاشق خواهی شد و همیشه عاشق خواهی ماند..

اما ..

وقتی دوباره امسال ندایی آمد و شواهد نشان از این را دارد که دوباره رهسپار حرمت خواهم شد ... و دوباره دعوت نامه ی من را امضاء کرده ای...

اندکی آرام شده ام .. نه آرام به آن معنا ... آرامی از عاشقی ...

البته این سفر که اگر شما من رو لیاقت بدونید با سفر قبل من، تفاوت هایی دارد ...

سفر قبل خیلی راحت بود . سختی نبود .. رفاهیات زیاد بود ...

اما این سفر با پای پیاده  تا کربلا ست.....
سفری که لحظه به لحظه هایش زیبایست....
خدا میداند  از الان دل تنگیم برای دیدن حرم و نجوا با ارباب خودم ،،شروع شده ....



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------





:: برچسب‌ها: کربلا , سیدابوالفضل منصور , بین الحرمین , سید ابوالفضل منصور , منصور , ashoora , ashoura ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : جمعه 17 آبان 1392
پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی بن ابی طالب را «ولی» پس از خود اعلام کرد



غروب شد و خورشید هم خودش را از دید چشمان همه قایم کرد ، نمی دانم از ترس یا از شجاعتش بود اما میدانم کسی به جز خالقش قدرت آن را ندارد که بتواند با آن وارد  جنگ شود  اما میدانم آدم های نادان زیاد است و  فردا خورشید بالا نیامد و دنیا را تاریکی فرو گرفت  و مدتی مردم خواستند به این تاریکی عادت کنند اما زندگی آنها با مشکل مواجه شد در خیلی از مصارف و خیلی از کار های روزمره ی خود دچار مشکل شدند چون نوری وجود نداشت ....

خیلی از مردم دنبال راهی بودند و فهمیدند باید دنیال خورشید باشند چون در زمانی که بود آن را نشناختند و بعد از مدتی که از بی خورشیدی خسته شدند به دنبال آن رفتند و خورشید را از پشت کوه های سخت بیرون آوردند و باز هم خیلی ها از مردم نتوانستند خورشید را خوب بشناسند و هر کس به فکر زندگی و منافع خودش بود به جز گروهی از مردم که با قلب خودشان به ان ایمان آوردند...

در عید قربان خیلی ها میخواهند اسماعیلشان را ذبح کنند اما فقط به فکر ذبح گوسفند می افتند و فراموش میکنند ذبح اصلی ، ذبح نفس است .

اما من میخواهم این را بگویم که بین عید قربان تا عید غدیر فقط یک نکته وجود دارد و اگر این نکته را همه ی ما (( چه سنی و چه شیعه )) درک کنیم مشکلمان حل خواهد شد..

 آن نکته این است ابتدا باید همانند حضرت ابراهیم در روز عید قربان نفس خودمان را ذبح کنیم و بعد از آن می توانیم غدیر را با تمام وجود و  از اعماق قلبمان درک کنیم...


میدانیم که جبرئیل در همان روز به پیامبر خدا اینگونه میگوید ::

«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت.»

این موضوع انقدر اهمیت دارد که جبرئیل امین اینگونه  بهترین خلق خدا را تهدید میکند..

بله در این زمان بود که بعضی ها در یک سقیفه ای نشسته بودند و میخواستند ولی را مشخص کنند

اما همان کسانی که دم از اسلام و خدا میزدند و همه ی آنها اهل نماز و عبادات مخصوصه بودند نمی دانستند که خداوند در آیه 7 سوره ی رعد میفرماید :

﴿وَیَقُولُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ ۗ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ﴾(سورهٔ رعد-آیهٔ ۷)

همانا تو بیم دهنده‏ اى و براى هر قومى هدایت‏گرى است.

اما جالب است که از منظر::

* سنی

طبری از ابن عباس در تفسیر خود ذیل این آیه، این گونه نقل کرده است: هنگامى که آیه "انما انت منذر و لکل قوم هاد" نازل شد، پیامبر دست خود را بر سینه گذاشت و فرمود: من منذرم و براى هر قومى هادى است. آن گاه اشاره به شانه على نمود و فرمود: تنها به واسطه تو است که هدایت شوندگان، بعد از من هدایت مى‏گردند.همچنین این روایت در منابع شیعی همچون مجمع البیان ذکر شده است.

* شیعی

علامه طباطبایی در ذیل آیه در تفسیر المیزان اینگونه نظر خود را بیان می کند: از این آیه شریفه بر می آید كه زمین هیچ وقت از هدایت‏ گری كه مردم را بسوی حق هدایت كند خالی نمی‏شود، یا باید پیغمبری باشد و یا هادی دیگری كه به امر خدا هدایت كند.



بله این واقعیت در عصر ما هم وجود دارد ...

عصری که هر اتفاقش دارد ما را به ظهور منجی عالم بشیریت نزدیک میکند..

در این زمانه ی ما هم خیلی ها هستند که دوست دارند خورشید برای همیشه پشت کوه بماند و هیچ گاه از آنجا بیرون نیاید تا شاید بتوانند با نور مصنوعی خودشان محیط را روشن نگه دارند ..

اما میدانند کسانی هستند از جمله امام خامنه ای و سید حسن نصرالله و دیگر بزرگانی که اجازه نمی دهند که این خورشید پشت کوه بماند و کمک میکنند با رهبر خودشان تا همیشه مردم جهان از نور خورشید استفاده ی کامل رو ببرند..

درست است ، کسانی هستند: چه از دشمنان قسم خورده ی ما و چه دشمنان داخلی که خودشان را با چهره ی ساده نشان میدهند اما در واقعیت چهره ی مخالف دارند و هم فکر با دشمنان قسم خورده ی ما که هدفشان نابودی اسلام و انسانیت است ..

میخواهم بگویم که بدانیم در غدیر چه عهدی بستند و بعد از اندک مدتی همان یاران جان بر کف پیغمبر در محلی به نام سقیفه درگیر این شدند که چه کسی خلیفه ی مسلمانان شود و برای مدتی خورشید را در پشت کوه نگه داشتند و ضرر اصلی و گمراهی اصلی از آن زمان آغاز شد ...

اما ما جوانان این نسل دیگر نمی گذاریم که غدیر فراموش شود و نور  اماممان و نایبشان (( امام خامنه ای)) خاموش شود ...



تمام لذت عمرم در این است

که مولایم امیرالمومنین است


الحمدلله الذی جعلنا من المتسمکین  بولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب

والائمه المعصومین علیهم السلام

اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای

الی ظهور المهدی

عجل الله تعالی فرجه الشریف



انتشار در :

* نقل قول

* حرف تو



:: مرتبط با: امام موسوی الخمینی , امـــام خــــامنــه ای ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , سید حسن نصرالله , امام خمینی , عید غدیر , امام علی , خورشید , سنی ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : سه شنبه 30 مهر 1392
مثل همیشه شروع میکنم به نام آن خالقی که من را آفرید تا آدم باشم ....

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی بود فکر میکردم که موضوع مطلب این ماهم چی باشه. اتفاقات زیادی رخ داده ، اما ذهن من یاری نمی کرد ....

اتفاقات سوریه از  یک طرف ، طرح های جدید بی بندوباری هدایت شده از بیرون  در کشور از طرف دیگر ، تهدید های آمریکا  و ورود و تشییع  چندین شهید گمنام و تفحص شده به کشور همه دست به دست هم داد تا مطلب این ماه من هم آماده بشه ...

دوست دارم مطلبم رو با این کلام زیبای امیرالمومنین علیه السلام شروع کنم::

أشَدُّ الذُّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ؛

سخت ترین گناهان آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد.

نهج البلاغه، حکمت 348


جنگ نرم (( تامل کنیم ))

خیلی کلام عجیبی است. هر چه بیشتر تامل شود نکات زیبایی بدست خواهیم آورد.

میبینیم یک خانمی روز عاشورا یا ایام خاص دیگری با یک عشق غریب دست به نذری شده و کار خیر میکند و یا اینکه در شب های احیا در پیشگاه خداوند به راز و نیاز می پردازد اما متاسفانه یک ضعف وجود دارد آن هم  **حجاب ** و وقتی به این خانوم عرض میکنیم خانم عزیز شما این همه کار خیر و ثواب پس چرا حجاب شما اینجوری هست در جواب عرض میکنند که همه ی این ها درست اما حجاب برای جامعه ی ما حل شده است، یعنی یک گناه بزرگ برای ما عادت و همه گیر شده و این میشه مقدمه ی بحث ما.
اما این را من باید  اول به خودم و بعد به این عزیزان عرض کنم که امام صادق(ع) می‌فرمایند:

که اگر کسی گناه کرد، یک نقطه سیاه در دلش پدیدار می‌شود که می‌تواند با توبه، آن نقطه را پاک کند. اما اگر توبه نکرد و گناه او تکرار شد و دچار گناهِ روی گناه شد، آن نقطه سیاه گسترش می‌یابد و سیاهی گناه مداوم، کم کم همه دلش را فرا می‌گیرد و دیگر رستگار نمی‌شود.

بله ، متاسفانه بعضی ار افراد جامعه ی ما الان اینجوری شده بعضی از مردم هنوز تکلیف خودشون رو درست و حسابی نمی دانند و بین درست و غلط ماندند.
اما جالب است خودشان میدانند که کار غلط، غلط است اما میگویند جامعه....

البته برای خیلی ها هم ماهواره شده عضوی از خانواده ... عضوی که از همه ی اعضای دیگر تاثیری 1000 برابر دارد .
عضوی که از طرف دشمنانی که زمانی خواستند با جنگ نظامی و سلاح های غول پیکر و گرم کشور ما و اعتقادات ما رو از بین ببرند اما زمانی که با قدرت توصیف ناپذیر و دفاع جانانه ی مردم مخلص و خدایی نتوانستند روبرو شوند دست به جنگ دیگری زدند.

دست به جنگ نرم زدند ...
جنگی نرمی که زمانی در اتاق فکر آمریکا تصویب شد و تصمیم بر بمب رسانه ای مدگرایی  در دنیا و کشورهای مذهبی بویژه ایران گرفتند و متاسفانه در داخل کشور هم بعضی از مسئولان خیلی راحت از این تهدید عبور کردند و حالا حتی بعضی از همان مسئولان هم نظر بعضی از اعتقادات اونور آبی شدند..

و در وجود کم کاری فرهنگی مسئولان ما ، آنها با تدابیری بزرگ به جنگ نرم با ما پرداخته اند.

و هر روز، هر ساعت یک مد جدید از رسانه های آنها به مردم عزیز ما عرضه می شود و خیلی راحت از طریق مرزها همان ابزار مدهای عرضه شده به دست مردم ما میرسد.
نمی دانم روش برخورد با این معضلات چی هست اما خوب میدانم دیگر نمی توان به زور ماهواره را از خانه های مردم بیرون انداخت دیگر نمی توان از راههای سخت کاری انجام داد و به نظر بنده تنها راه مانده این است که  فقر بزرگ فرهنگی را جبران کرد چه نظر رسانه ای و چه از نظر مطالعه ای.
باید روش های تربیتی جدیدی به خانواده های عرضه شود روش هایی که در بعضی مناطق دارد اجرا می شود و خیلی خوب هم جواب داده است. روش هایی که بتوان با منطق و با آرامش و احترام صورت گیرد . و بتوان به راحتی کاری انجام گردد که خود خانواده تاثیر منفی ماهواره و بی حجابی و بی حیایی را درک کند و با ارادهی خودش ماهواره را از خانه ی خود جمع آوری کند . این روش روشی است که باید با فرهنگ سازی زیبایی در مدارس و مساجد و تالارها و تبلیغات درست انجام گیرد.
و جلوی این مدگرایی که روز به روز بدتر و بدتر می شود را گرفت مدهایی که هر لحضه بدتر و بدتر می شود و روش های برهنگی جدیدی به خورد جوانان امروز داده می شود و در مقابل هیچ پادزهری وجود ندارد ...
و اکثر جوانان ما بدون تامل و تفکر و بدون اطلاع از واقعیت و ماهیت این مدها به دراخواست آنها بله می گویند و خود را  به آن مدهای آرایش میکنند.

تنها راه ،فرهنگسازی درست و از بین بردن این فقر فرهنگی بزرگ در چامعه است. راه شهدایی که با خون خودشان مسیر را برای ما باز کردند تا بتوانیم لباس زیبا بپوشیم و در جامعه ای که در این زمان امن ترین کشور در دنیا محسوب میشود راه برویم و قدم زنان در مسیر پیشرفتمان جلو برویم.

و  تحلیل دیگر از این مدگرایی و جنگ نرم درگیر کردن جوانان به مسائلی است که از مسیر اصلی خود منحرف شوند و خودشان(دشمنان اسلام ) کار خودشان را بدون دردسر انجام دهند .
کارهایی از جمله تثبیت ابر قدرتی خودشان در جهان بویژه در خاورمیانه و بویژه در سوریه و لبنان و ...
کارهایی که با بی رحمی و بدون هیچ گونه انسانیتی کارشان را با کشتن کودکان و زنان بی دفاع آن کشور ها انجام میگیرد.

و تنها برای رسیدن به اهدافشان همه باید زیر پایشان له شوند اما چه خوب گفت امام خمینی ره :

آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند*

و چه خوب گفت امام عزیزمان و حواسمان را بدهیم که همان امام هم متذکر شدند که :

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشورتان آسیبی وارد نشود*

در پایان میخوام بگویم تامل بیشتر برای حفظ کشورمان مهم است.

تامل کنیم ببینیم چرا این همه هجوم فرهنگی، چرا این همه تحریم ،چرا این همه تهدید از کشورهایی که قسم خورده اند ما را نابود کنند
دارد صورت میگیرد ، دلیلش چیست؟؟؟

درخواست بنده از شما دوستان خوبم این است هرکاری که میخواهیم انجام دهیم و هر حرفی میخواهیم بزنیم و هر مٌد و هر تیپی میخواهیم بزنیم قبل از آن چند دقیقه ای تفکر کنیم چند دقیقه ای با خودمان آن کار را چک کنیم اگر برای کشورمان مشکلی ایجاد میکند و برای دشمنان کمکی است آن را انجام ندهیم چون آن ها ما را فقط برای بردگی میخواهند برای اینکه فقط به سخنانشان بگویم /// چشم.. همین


______________

انتشار در :

نقل قول

افسران


عروج

حرف تو





:: برچسب‌ها: مد گرایی , مد , دشمن , سوریه , حمله به سوریه , امام خمینی , امام خامنه ای ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : شنبه 30 شهریور 1392
وقتی اسم از شب قدر در میان میاد

خیلی ها به فکر توبه و دعا برای مشکلاتشون و گرفتن حاجت و خیلی اتفاقات گذشته در زندگیشون میوفتن

این خیلی زیباست........

زیبایی این آنجاییه که هر کس با هر تیپ و ظاهری  اما  مخلصانه

الهی العفو زنان در پیشگاه خداوند فریاد میزنن

این همون زیبایی های اون شب رویارویی است

اما من در مورد مسائلی میخوام حرف بزنم که دل من و خیلی های دیگه از شنیدنشون آزار میبینن

من به شخصه سعی میکنم از روی ظاهر آدم ها قضاوتی روی ایمان و اعمالشون نکنم

چون باور من این هست خیلی از این کسایی که حالا یا حجابشون یا آرایششون یا تیپشون تفاوت داره از فقر فرهنگی ما بوده

 و خیلی خوب باهاشون صحبت نشده و اگر این اتفاقات بیفته فکر میکنم اتفاقات زیبایی رخ بده

اما بعضی ها هم هستند که  با غرض دست به چنین کارهایی می زنن به قول خودششون جنگ با خدا

وقتی واقعه ی عاشورا رو برای خودم مرور میکنم

دلیل اصلی قیام امام علیه السلام رو احیاء امربه معروف ونهی از منکر میبینم

که در هر جامعه ای انقدر ضرورت داره

 
که حضرت علی علیه السلام میفرمایید:

وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در دریاى عمیق.


نهج البلاغه، حكمت 374



خب تنها مسئله ای که باهاش می توان جلو بدی افراد جامعه ای  رو گرفت

"انجام امر به معروف و نهی از منکر در جامعه هست"

که مدتی است بعضی ها از روی تاثیرات اونور آبی ها یا بهتر میشه گفت گرگ صفتان میخوان این امر مهم رو از جامعه با قلدری و بی حیایی از بین ببرند

 
در
آیه ۴۱ سوره حج خداوند می‌گوید:

«الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ

وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ»؛



وقتی حکومت به دست شما رسید، نماز به پادارید و زکات دهید

و امر به معروف و نهی از منکر کنید.



یعنی شکرانه نظام جمهوری اسلامی اقامه صلاة و ایتای زکات و امر به معروف و نهی از منکر است.

اگر در حکومت اسلامی امر و نهی نشود و آمران به معروف و ناهیان از منکر را کتک بزنند،

در زمان طاغوت باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟.


وقتی که قبلا ها شنیدم شخصی در فلان شهر برای یک تذکر دوستانه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با چاقو مصدوم شد ناراحت شدم و به فکر رفتم....

که چرا؟؟؟؟

چرا نمیخوان حقیقت رو بفهمنن؟/؟ جتی بصورت دوستانه....

اما زمانی که در خبرگزاری ها شنیدم که یک خانوم محجبه همراه پسر کوچولوش توی خیابان بعد از مسجد با خانومی مواجه میشه که ظاهر واقعا بدی داره و دوستانه ازش خواهش میکنه

اما در مقابل اون کسی هست که همه ی صفات و تاثیرات ماهواره بر ظاهر و باطنش نقش بسته

و در برابر این سخن خدا نمی تونه تحمل کنه و با مشت و لگد به بخت این خانوم محجبه میوفته و نه تنها مشت ...

میخواهد در برابر همه ی مردم چادر رو از سر این خانوم در بیاره


اسم این کار رو چی میشه گذاشت ؟؟؟؟؟

یا نه اصلا این کار از یک آدم پاک و معصوم سر خواهد زد ؟؟؟

این رو به این خاطر نوشتم و گفتم متاسفانه کسانی هستند که نشستن و میگویند تقصیر کار اون خانوم محجبه ای است که رفته جلو !!!  چه کار داری شما؟؟؟

پس باید به امام حسین هم گفت شما چرا جلو رفتی ؟؟؟ چه کاری به این کارها داشتید؟

پدران عزیز که میگید بزارید دخترها و پسر ها راحت باشن و هر کاری بکنند؟ میدونید تفاوت انسان و حیوان در چیست؟

فکر میکنم میدونید ؟ نیازی به گفتن من نیست؟

اما آدم از دست این مسئولان خونه که با یک قبض برق آدمی که هم نوع خودش رو به خاطر یک حرف آزار داده و مصدوم کرده آزاد میشه/ ....

فقط میتونم این رو بگم اگر امر به معروف از جامعه برداشته بشه

مطمئن باشید بدی حاکم خواهد شد

نزارید این اتفاق بیفته و همه کمک کنیم تا این فقر فرهنگی از بین بره /////...........

***********************************************************
حتما مطلب زیر رو هم بخونید....

***********************************************************

http://up.harimeasmani.ir/up/harimeasmani/Pictures/images4567867867.jpg

هوا که گرم بود

هیچ این روزای بلند و گرمای شدید وسط تابستون و زبون روزه همینطور حالت عادی آدم و میندازه آفتاب تیزی تو چشمام افتاده بود.

هر چی چادرم و میکشیدم جولو آفتاب و بگیرم اما زیاد فایده ای نداشت.

زبونم خشک شده بود و از خستگی نایه تکون خوردن هم نداشتم.

اتوبوس به یه ایستگاهی رسید و یه خانوم مسن تغریبا 45 ساله اومد داخل. سرو وعضش اصلا خوب نبود.

به قدری آرایشش غلیظ بود که......... حالم خوب نبود.

چشمام و به زور باز نگه میداشتم.. اما خب احساس کردم اون خانوم بشینه خیلی بهتره.

آدامسی که تو دهانش میجوید حالمو بدتر میکرد...

 از جام پاشدم و آروم زدم به کیفش. با یه حالت عصبی برگشت نگاهم کرد که به کل از کارم پشیمون شده بودم ولی خب باید یه چیزی بهش میگفتم. اروم گفتم خانوم بفرمایید بشینید من......

 نزاشت حرفم تموم شه آروم گوشه چادرم و کشید طوری که روسریم رفت عقب.....

با اون یکی دستش محکم زد تو سینش و گفت الهی که نسل تو امثال تو نابود بشه ما راحت شیم.

 اومدم جوابشو بدم، حرفی بزنم، حدیثی بگم، دفاعی کنم........اما... کافی بود ضرات هوا از گلوم بگذره تا بغضم بشکنه... بغض لعنتی بد موقعی اومده بود و اینهمه امر به معروفا و جملات تمرین شده... همش موند... پشت بغض گلو گیر کرده ام...
دل شکسته ام...

واقعا.........

این ماییم که باید نابود شیم؟

تنها چیزی که تونستم بگم یک کلمه بود

 همین روزاست که آقای ما میاد .........

به قول شاعر... نسل ما نابود نمیشه.. الکی که نیست.. خون دل ها خورده ایم _____________

هوا خیلی گرمه.. زبونم ترک داره بر میداره.. زیر چادر تنم انگاری گر گرفته داره میسوزه.. حال جسمی ناجوری دارم.. اما..............

از اتوبوس پیاده میشم و یه چهارراه پیاده میرم یکم با معبودم عشق بازی کنم این بهتره :)

یا علی اکبر









:: برچسب‌ها: از بین رفتن امر به معروف و نهی از منکر , امر به معروف و نهی از منکر ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : دوشنبه 7 مرداد 1392

شما هر قدر زلیخا باشید، من یوسفم!!!...

 


سلام بر مولای من "مهدی" و سلام بر مادرش"فاطمة الزهرا" و سلام بر منتظران پاکدامنش...

و بر غیرتِ آسمانی ات تبریک...

خوشحالم که در این جامعه ی امروزی تنها نیستم...

که در این غوغای آخرالزمان همدردی هست

که بداند چه می نویسم...

من یکی از حَواهای زمین ام ولی از نوع فاطمی نَسَبَش

از نوعِ زینب نشانَش و از نوع مهدی نَمایَش...

دلگیر بودم که چرا من هم مانند مولایم مهدی غریب مانده ام

در این زمانه، تا کسی مرا با امانتِ فاطمه (چادر) می بیند

روی از من بر می دارد و به دخترکان هزار رنگ دنیا چشم می دوزد...

دلگیر بودم چرا مرا نمی بینند...

آخر...

من لیلة القدرِ عاشورایی زینب را همیشه به سر دارم و عاشقانه دوستش دارم

هر چند در این فصلِ بهاری و تابستانِ بعدش کمی گرمایَ حجابم مرا به شور می کِشاند ولی رهایش نخواهم کرد...

اینان به سانِ زلیخا زندگی می کنند و من مانند "زینب "...

اینان به سان زلیخا دلدادگی می کنند و من مانند "فاطمه "...

هنوز هم در فکرم، چه شد دل مولایم علی را شیفته ی زیبایی خود کرد...

الگوی بی مانندِ من در زمین زینب است که اگر آتش هم دامن گیرم شود، حجابم را رها نخواهم کرد...

میخواهم اگر فردایِ محشری بر پا شد و من، فاطمه را دیدم، شرمگین نگاهش نباشم...

میخواهم اگر فردای محشری بر پا شد و من، زینب را دیدم، با افتخار بر چشمانش نگاه کنم

باید نگاهم را زینبی کنم، که جز زیبایی نبینم...

مولایم مهدی در غربت تنها مانده و اهلِ زمین در فکرِ نقاشی صورت و ظاهر خویش اند...

اهلِ زمین محتاجِ دعای عارفانه ی تواَند مهدی جان

برای حواهای زمینی دعایی کن مولای من

که عطر و رنگ "فاطمی" بگیرند و غیرتِ "زینبی".



:: برچسب‌ها: شما هر قدر زلیخا باشید , من یوسفم!!!... , مهدی , زینب , حجاب ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : چهارشنبه 5 تیر 1392

« و چشم به راه باشید، که من با شما چشم به راهم...»

( سوره هود / 93 )

 

از چهار جهت غربت می وزد، سالهاست ...

و من فکر می کنم هزار سال است که بادها، بی تاب ندای «انا المهدی» ات هستند!

 اینجا هوا گرفته از نفسهای گناه آلود من و بسیارها چون من است...

در دستهایم غفلتی هزارساله دارم و انبوهی از کوتاهی و قصور بر شانه هایم سنگینی می کند...

و من یک عمر است با دروغ «نبودن تو» از کنار خودم بی تفاوت رد می شوم

و یک دنیا «العجل» بی عمل را یدک می کشم از برای تبرئه خود !!

سالهاست از چهار جهت غربت می وزد اما من ... حس می کنم این روزها، در چشمهایم،

چیزی شبیه بی قراری ات موج می زند... چیزی شبیه «ادرکنی»،

شبیه فواره های حوض مسجد شهر، شبیه آب پاشی کوچه باغ های قدیمی ... .

آواز بال ملائک می آید...

صدای « اَملاِء الارضِ بی عَدلاً » طفلی تازه متولد شده ...

صدای گام های تو ...

 Inline image 1

 ماه سوسو می زند

باید برخیزم و دل از فانوس های کاغذین ببرم ...

امشب در من ، هزار واژه « امن یجیب... » شعله می کشند تا بَل بسوزانند و خاکستر کنند این خواب طولانی را...!

صدای قدم های نور می آید ...

.. .باید به دل شب زد !!



انتظار فقط نشستن و چشم دوختن نیست، انتظار شبیه خواب به درد نمی خوره.

انتظار یک عمله!

 

«السَّلاَمُ عَلَیْكَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»

سال روز ولادت آخرین منجی عالم بشریت مبارک باد




:: برچسب‌ها: آقا , امام زمان , نیمه شعبان , تولد امام زمان , تولد امام مهدی ,
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : سه شنبه 4 تیر 1392
ن : سید ابوالفضل منصور
ت : جمعه 3 خرداد 1392
 

 



 

* چشم هایتان را باز کنید! اهل خبره چشمشان را باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند بر خلاف این چیزی که ملت آنها را تعیین کرده است عمل می کنند،

*وکالت ندارند در این امر*

( صحیفه امام، ج 10، ص: 222)

* من به همه ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حکومت اسلامی، و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده اند به کسی صدمه وارد نمی کند؛ دیکتاتوری به وجود نمی آورد، کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد، کارهایی که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کس دیگری بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می کند، جلوگیری می کند.

(صحیفه امام، ج 10، ص: 58)

* نگویید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می شود! این معنایش تکذیب ائمه است؛ تکذیب اسلام است و شما مْن حَیثُ لَا یشْعُر [از آن جهت که نمی دانید و نمی فهمید] این حرف را می زنید. بیایید دنبال ملت که همه با هم به جمهوری اسلامی رأی داده اند و در مقابل آنها یک عده، یک عده بسیار معدود، یک از صد، یک و نیم از صد، با اینکه همه قوای خودشان را جمع کردند رأی خلاف دادند. شما تبعیت بکنید از اکثریت قریب به اتفاق ملت، تبعیت بکنید از اسلام، تبعیت بکنید از قرآن کریم، تبعیت بکنید از پیغمبر اسلام، مخالفت نکنید این قدر.

( صحیفه امام ج 10 ص : 59)

* به حرفهای آنهایی که بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند [اعتنا نکنید] اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است؛ نمی فهمند فقیه چه است؛ نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه می دانند، نه ولایت فقیه را. اینها اسلام را فاجعه می دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست. ولایت فقیه، تَبَع [دنباله] اسلام است.

( صحیفه امام ج 10 ص : 221)

* گر بنا باشد که ولایت فقیه بشود دیکتاتوری می شود، کذا می شود! مگر امیر المؤمنین که ولی امور مردم بود- دیکتاتور بود؟ مگر خود پیغمبر که ولایت داشت دیکتاتور بود؟ مگر بگویند ولایت برای پیغمبر هم نیست؛ پیغمبر هم مثل سایر مردم! و از اینها بعید نیست این را بگویند. لکن جرأت نمی کنند بگویند. دیکتاتوری کدام است؟ در اسلام همچو چیزی مطرح نیست. اسلام دیکتاتور را محکوم می کند. اسلام یک نفر فقیه را اگر بخواهد دیکتاتوری بکند از ولایت ساقطش می کند. چه طور دیکتاتوری می گویید می کند اسلام، و این حرفها را می زنید؟ اگر می دانید و می گویید، چرا باید در مخالف مسیر ملت سیر بکنید و این مسائل را بگویید؟ اگر نمی دانید، چرا انسان ندانسته یک حرفی را بزند؟

(صحیفه امام ج 10 ص : 412)

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif توجه جوانان به جنبه سیاسی دین



امروز دین در مركز توجّهات جهانى قرار دارد. امروز براى سیاسیّون، متفكّران، متخصّصان مسائل و علوم اجتماعى و بسیارى از توده‌هاى مردم بخصوص جوانان‌ در بسیارى از نقاط عالم و به‌طور خاص در كشورهاى اسلامى، دینِ مورد توجّه، اسلام شریف و احكام مقدّس اسلامى است. یقیناً بخش عمده از حادثه‌اى كه برخلاف انتظار و برخلاف طبیعت جریان عادّى جهانى در یكى، دو دهه اخیر به وجود آمده است، مربوط به پیروزى دین و اسلام در این كشور و تشكیل نظام اسلامى است. لذاست كه امروز مطالعات بر روى دین در سرتاسر دنیا، از جنبه سیاسى دین جدا نیست؛ دین را مجرّد از تأثیر سیاسى آن نگاه نمى‌كنند و موضع‌گیریها بر این اساس است؛ همچنان كه دلهایى كه متوجّه دین شده است مثل جوانان‌ و نسلهاى نوخاسته دنیاى اسلام و بعضى از مناطق دیگر عالم دنبال دینِ مجرّد از حضور سیاسى و اجتماعى نیست‌.

اثر اخلاص و بصیرت بر همدیگر



عزیزان بسیجى این را قدر بدانند و اركان بسیجى بودن را در خودشان تقویت كنند. بسیجى بودن اركانى دارد. همه‌ى ما باید این اركان را روزبه‌روز در خودمان تقویت كنیم جوانان عزیز! بارها گفتیم كه در درجه‌ى اول، روحیه‌ى اخلاص و روحیه‌ى بصیرت است.

 این اخلاص و بصیرت روى هم اثر میگذارند*

هرچه بصیرت شما بیشتر باشد، شما را به اخلاص عمل نزدیكتر میكند.

هرچه مخلصانه‌تر عمل كنید، خداى متعال بصیرت شما را بیشتر میكند.

«اللَّه ولىّ الّذین امنوا یخرجهم من الظّلمات الى النّور»؛

خدا ولى شماست. هرچه به خدا نزدیكتر شوید، بصیرت شما بیشتر خواهد شد و حقایق را بیشتر مى‌بینید.

نور كه بود، انسان میتواند واقعیات و حقایق را مشاهده كند. وقتى نور نباشد، انسان واقعیات را هم نمیتواند ببیند؛

«والّذین كفروا اولیائهم الطّاغوت یخرجونهم من النّور الى الظّلمات».

وقتى طغیان جلوى چشم انسان را بگیرد، وقتى هوى‌هاى نفس - كه طاغوت حقیقى‌اند و در وجود خود ما بدتر از فرعونند - جلوى چشم ما را بگیرند، وقتى جاه‌طلبى‌ها و حسادتها و دنیاطلبى‌ها و هوى‌پرستى‌ها و شهوترانى‌ها جلوى چشم ما را بگیرند، واقعیات را هم نمیتوانیم مشاهده كنیم

جنگ نرم

جنگ نرم

دشمن در جنگ نرم تلاش می کند با استفاده ازابزارهای فرهنگی و ارتباطی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها میان آحاد مردم تردید ، بد بینی و اختلاف ایجاد  کند. در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا تاثیر گذار شود.

چرا بصیرت لازم است؟

بصیرت



بصیرت برای ماندن در راه حق لازم است

«من از سابق، مکرر گفته ام که اگر ملتی قدرت تحلیل خودش را از دست بدهد، فریب و شکست خواهد خورد. اصحاب امام حسن، قدرت تحلیل نداشتند، نمی توانستند بفهمند که قضیه چیست و چه دارد می گذرد. اصحاب امیرالمومنین، آنهایی که دل او را خون کردند، همه مغرض نبودند، اما خیلی از آنها - مثل خوارج - قدرت تحلیل نداشتند  »

بصیرت برای ماندن در خط ولایت لازم است

«آنهایی که دور و بر امیرالمومنین بودند و ایستادند و جنگیدند، خیلی بصیرت بخرج دادند، که بنده بارها از امیرالمومنین نقل کرده ام که فرمود : لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر. در درجه اول، بصیرت لازم است»

بصیرت برای شناخت دوست و دشمن لازم است

«سختی پرچم امیرالمومنین از پرچم پیغمبر، از جهاتی بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند»

بصیرت لازم دارید تا بدانید طرف مقابل شما کیست

«وقتی بصیرت بود، آنوقت شما می دانید با کی طرفید، ابزار لازم را با خودتان بر می دارید»

بصیرت اولین وظیفه ماست تا نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود

«آن کسانی که مردم را می خواهند گمراه بکنند، باطل را به صورت خالص نمی آورند؛ باطل و حق را آمیخته می کنند، ممزوج می کنند، آن وقت نتیجه این می شود که ( فهنالک یستولی الشیطان علی اولیائه )؛ حق، برای طرفداران حق هم مشتبه می شود. این است که بصیرت می شود اولین وظیفه ی ما . نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود »

بصیرت نوارفکن دوران فتنه ها

«بصیرت نور افکن است، بصیرت قبله نما و قطب نماست. در یک فضای تاریک بصیرت روشنگر است، بصیرت راه را به ما نشان می دهد»